شروع یک کسب و کار تازه

  • admin
  • ۵ خرداد ۱۳۹۳
  • دیدگاه‌ها برای شروع یک کسب و کار تازه بسته هستند

 

برای شروع یک کسب و کار تازه چه باید کرد؟

بعضی ها می گویند دانش را می خرم خب این ایرادی ندارد، اما اگر خواهر و برادر و اقوام و آشنایان را در کسب وکار مشغول کردید اشتباه است و به جایی نمی رسید چون که همه تخصص ندارند.

صنعتگران همیشه توانسته اند بسته امید باشند. در اقتصادی همانند ایران، آنها نمونه تنها عیار مبارزه و سخت کوشی اند. گرداندن چرخ تولید، صنعت و اشتغال و کمک به اقتصاد کشور ساده ترین و در عین حال پیچیده ترین دستاوردی است که یک صنعتگر دارد. پای درد آنها هم که می نشینیم برایت حرفهایی دارند که احساس می کنی همه از جنس واقعیت اند. داوود عابدی آملی، مدیر عامل شرکت بهداد معروف به «تاژ» برایمان از روزهای ورود به صنعت شوینده، فراز و فرودهای تولید و البته سیاست های کنونی گفت.
چطور وارد این عرصه شدید؟
از سوم ابتدایی کار می کردم و تا دبیرستان هم کارم در مغازه ها ادامه داشت. با پدرم هرازچندگاهی برای خرید به تهران می آمدم که بسیار از آن سفر لذت می بردم.
چه می خریدید؟
برای مغازه های بزازی و بقالی جنس می بردیم تا این که دانشگاه امیرکبیر مهندسی شیمی قبول شدم. سال۳۷ بود و کار پیدا کردن واقعا مشکل بود، مخصوصا برای ما که گرایش های سیاسی داشتیم و مخالف سیاست های رژیم شاه بودیم واقعا مشکل بود. مثلا شرکت نفت به ما کار نمی داد و آن هم به خاطر این که مخالف سیاست های شاه بودیم.
اولین کارتان را از کجا شروع کردید؟
اما سرآخر در جنوب کشور مشغول به کار در یک شرکت شدم. شرکت نفت پارس که مال فرمانفرماییان بود اجازه کار به ما نداد تا این که شرکت بازرگان را در جنوب کشور برای کار انتخاب کردم و مشغول شدم. این کارخانه هم البته مشکلاتی داشت که پس از مدتی از آنجا استعفا دادم. پس از آن در شرکت تولید دارو استخدام شدم که سه ماه من را فرستادند خارج از کشور. برگشتم و اولین اقدامات را برای نصب کارخانه تولید پودر دریا انجام دادم. پس از آن ، ۱۲سال در این شرکت مشغول به کار شدم و سال۵۵ با این هدف که خودم کسب وکاری راه اندازی کنم، بیرون آمدم. این کار تا سال۶۴ در قزوین ادامه داشت که در آنجا موفق شدم شرکت تاژ را تاسیس و کارخانه آن را راه اندازی کنم.
چه چیزی باعث شد که در کارتان موفق باشید؟
اصولا روحیه ملی داشتم. دلم می خواست ایران مستقل از خرید خارج شود. این تفکر برای دوره قبل از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي است.
فضای قبل و بعد از دهه50 در تولید و صنعت چه طور بود؟
در تولید؟ اصلاحات ارزی که شکل گرفت زنگ خطر برای فئودالیسم به صدا درآمد. این فئودالیته نیروی بازدارنده برای صنعت بود، اما پس از آن بورژوازی ملی شکل گرفت. اولین حرکت آن هم در دوره مصدق بود که بدون نفت اقتصاد مملکت اداره شد. یعنی حتی در دوره ای واردات کمتر از صادرات شد. منتها بعد از کودتا مدتی که اوضاع خیلی خراب بود و شرایط به ورشکستگی برخی شرکت ها رسید، در آنجا دکتر امینی گفت کمربندها را ببندید. اصلاحات ارزی حرکت بزرگی بود، چراکه افرادی بودند که اندازه کشور سوئیس در ایران ملک داشتند. بعد از مدتي حرکت صنعتی آغاز شد. پول نفت وارد خزانه شد و کارخانه های متعدد متولد شدند. شرایط تولید در آن زمان راحت بود. کافی بود سرمایه گذار پول کافی داشته باشد و اجازه از دولت هم بگیرد. بقیه تجهیزات و وسایل حل بود و همه چیز سریع اتفاق می افتاد.
تا پایان دوره اصلاحات؟
بله، در دولت هاي نهم و دهم واردات از خارج کشور به سیاست اقتصادی دولت تبدیل شد. همه اقلام وارداتی شد. برای یک حکومت انقلابی کار درستی نبود که با این حجم پتانسیل تولیدی، روی به واردات بیاورد. در این شرایط، یک عده ورشکسته شدند. یک عده هم که مانده اند صنعتگر واقعی بودند که کارخانه های واقعی و مواد اولیه داشتند، اما باید بگویم واقعا خیلی از صنایع از دور خارج شدند. برای مثال، در آن شهرک صنعتی که هستیم از ۱۵۶واحد تنها ۱۶واحد فعال است و بقیه تعطیل شده اند، ولی صنایعی که برجای ماندند ریشه ای بودند و مدیران آنها یا سرمایه اضافی داشته یا تجربه زیاد برای مقابله با بحران ها. در حقیقت هشت سال گذشته دوران بحران صنایع بود و صنعتگران هم مبارز.
تحریم ها چطور؟ نقش نداشت؟
تحریم ها هم در ایجاد بحران در سال های اخیر نقش داشت، اما برای ما کمرنگ بود و ضربه نزد، چراکه ما مواد اولیه و واسطه ای مورد نیاز را از بازار داخل تهیه می کنیم.
دولتمردان چه کار کنند؟
دولت نباید به صنعت به چشم بنگاه دار نگاه کند و دنبال سود باشد. به فاصله یک ماه صنعتگر که می خواهد تعهدات ارزی خود را بازپرداخت کند، می گویند باید سه برابر پول بدهید. آیا این منطق اقتصادی دارد؟ این مسائل صنعت را ورشکسته می کند. صنعت بهترین مکان برای سرمایه گذاری است اگر شرایط آن مهیا باشد. پیچیده ترین صنایع نیاز به ۳ تا ۴سال زمان برای راه اندازی و تکمیل دارند، اما یک زمین کشاورزی برای این که خوب آماده برداشت شود باید ۱۲سال روی آن کار کرد. این برای دولت بهتر است که در صنعت سرمایه گذاری کند. به خاطر این که اشتغالزایی آن هم از کشاورزی بالاتر است. در فرانسه برای خرید یک کارخانه رفته بودم که دادگاه روی آن یک فرانک قیمت گذاشته بود. فکر می کردم می خواهند بنده را مسخره کنند. پرسیدم، گفتند شما ۱۵۶کارگر را باید تضمین کنی که سه سال تضمینی اینجا کار کنند. دولت باید وام ارزان، برق، گاز و سوخت ارزان تر در اختیار صنایع برای رشد اولیه قرار دهد. در سال های گذشته شهرک های صنعتی ایجاد شد، اما تا حالا یک شهرک صنعتی را ندیده ام که راه آهن داشته باشد. باید ابتدا زیرساخت ها را ایجاد کرد. مگر می شود شهرکی صنعتی شود، اما مواد اولیه موردنیاز برای آن همچنان سنتی تامین شود.
مشخص است که خیلی کالای ایرانی برایتان مهم است.
معتقدیم ایرانی باید محصول ایرانی مصرف کند. با تمام این مهندسانی که از کشور رفته اند افرادی داریم که خیلی باهوش هستند. از آنها می توان پول ساخت، اما باید توجه کرد محصولی که در ایران تولید می شود نباید از خارج خریداری شود.
زوم
دولت باید سرمایه های مردم را به سمت صنایع هدایت کند. نقش وزارتخانه هدایت کردن سرمایه های مردم است. مثلا همین الان را اگر نگاه کنید در بخش آرایشی و بهداشتی ها، ۱۰برابر مصرف کشور کارخانه هست، اگر دوباره مجوز تاسیس کارخانه صادر کنند، یعنی سرمایه ایرانی ها را در جوی ریخته اند. باید سرمایه ها را سوق دهند به سمت تولید مواد اولیه و واسطه ای که مشکل کشور است. هدایت سرمایه به عهده دولت است، اما سرمایه گذار هم باید اطلاعات داشته باشد که بعضا شکست نخورد. یک مقداری از پسرفت ها در دولت احمدی نژاد همین صدور مجوزهای بی رویه کارخانه های موازی بود.
فرض کنید مصرف شوینده ۴۵۰هزار تن در کشور است، اجازه تاسیس کارخانه برای تولید یک میلیون و ۴۰۰هزار تن صادر شده است. این اشتباه است، چراکه ما توان صادرات مازاد تولید را تا این حد نداریم و باعث می شود که کالاها بی کیفیت شده، عده ای هم ورشکسته شوند. برای آنهایی که تازه می خواهند کسب وکار راه اندازی کنند توصیه می کنم حتما در بازار تجربه لازم را کسب کنند. بدون تجربه یعنی شکست. خود بنده در ابتدای کار، در یک جا، ۱۰درصد شریک شدم. همین جور آمدم بالا. روی این نبوده که هیچ اطلاعاتی نداشته باشد و شریک بشوم. از این حرف ها نیست. بعضی ها می گویند دانش را می خرم خب این ایرادی ندارد، اما اگر خواهر و برادر و اقوام و آشنایان را در کسب وکار مشغول کردید اشتباه است و به جایی نمی رسید چون که همه تخصص ندارند.

 

دیدگاه ها بسته شده اند.